جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
94
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى)
فريب و توطئه و بهخاطر بهدستآوردن دنيا با شمشير ستمكارانه بود . و او كه شكست خورد مقام بس بلندى يافت ، زيرا كه شكست او در روشنايى عقل و قلب ، متضمن جوهر شهادت در راه شرافت و فضيلت انسان و حقوق بشر و بهخاطر ميل به عدالت و مساوات بود . از اين جاست كه پيروزى ظاهرى آنان شكست واقعى محسوب مىشد و شكست ظاهرى او ، پيروزى بزرگى براى ارزشهاى انسانى بود . * * * آيا از تاريخ ، دربارهء رزمندهاى دلاور و شجاعى نشان گرفتهاى كه دشمنان ميدان كارزار را هم بهخاطر آن كه انسان هستند دوست بدارد و تا آنجا در اين مهرورزى پيش برود كه به ياران خود آنها را توصيه كند ، در حالىكه او اصلاحطلب بزرگ و لايق و صالحى است كه در آماج تيرهاى فريب و نيرنگ آنان قرار گرفته است و بگويد : تا آنها شروع نكنند ، با آنها نجنگيد و اگر به يارى خدا شكست خوردند ، كسى را كه تسليم شد از پاى درنياوريد و آن را كه فرار مىكند ، تعقيب ننماييد و زخمىشدگان را زخمى ديگر نزنيد و يارى كنيد و زنان را آزار نرسانيد . . . . و آنگاه ، دهها هزار نفرى كه بهناحق به خون وى تشنه بودند ، چنان با لطف خود شرمنده سازد ! آنان شعله جنگى را برافروختند ، آب را به روى او بستند و به او پيغام دادند كه آب را تا مرگ وى ، به روى او خواهند بست . و او آنها را از سرچشمهء آب عقب راند و آن را بهدست آورد و سپس همان دشمنان را براى آشاميدن اين آب دعوت كرد ، همچنان كه خود و يارانش و مرغان هوا از آن مىخوردند و كسى مانع نمىشد . و فرمود : پاداش مجاهد شهيد در راه خدا ، افزونتر از آن كسى نيست كه قدرت يابد و عفو كند . شايد كسى كه عفو مىكند و مىبخشد ، تا مرتبهء فرشتگان بالا مىرود . او تا آنجا پيش مىرود كه بعد از سوءِ قصد به جانش به ياران خود ، دربارهء قاتل خود چنين سفارش مىكند : « لان تعفوا اقرب الىالتقوى » اگر ببخشيد و درگذريد ، به